نگاهی به چیدمان محبوب کیروش
۱- بازیکنان به طور یکسان در تمامی زمین پخش میشوند. به همین دلیل مثلثهای کوچک و بزرگی در تمامی ابعاد زمین به وجود میآید که باعث میشود بازیکنِ صاحب توپ از حمایت بیشتری برخوردار شود. در بازیهای گدشته تیم ملی، اولین دیدار ایران مقابل قطر در تهران مثلث دژاگه و کریمی و حیدری در جناح راست نمونه بارزی از این نوع مثلثها بود.
۲- به دلیل استفاده از تمامی ابعاد زمین و جابجایی های مستمر، فضاهای زیادی خصوصا در یک سوم دفاعی تیم مقابل بوجود میآید که مهاجمین براحتی میتوانند از آن استفاده کنند. .
۴- در مقابل تیمهای نسبتاً ضعیف که توانایی ضد حملاتِ سریع را ندارند، برتری عددی سه هافبک تیم خودی در مفابل دو هافبک میانی در سیستم 2-4-4 از دیگر وبژگیهای مثبت این سیستم است. برای مثال در بازی ایران برابر اندونزی، بازیکنان کارلوس کیروش بارها با برخورداری از برتری عددی هافبکهای خود، راه را برای ضد حملات حریف بست.
۵- به دلیل نوع بازی در این سیستم فضای زیادی برای بازیکنان سرعتی فراهم است و آنها بیشترین کارایی را در این سیستم خواهند داشت. در بازی با کره به رغم اینکه در بیشتر زمان بازی تیم ملی کشورمان در فاز دفاعی به سیستم به 4-1-4-1 تبدیل میشد اما نوع بازی رضا قوچان نژاد نمونه ای ازآن است.
۶- سه مهاجم در یک سوم دفاعی حریف، وظیفه دارند مدافعین را تحت فشار قرار دهند که ضریب اشتباه مدافعین حریف بالا میرود و به دلیل نزدیکی به دروازه، موقعیتهای فراوانی بوجود میآید
اولین دیدار ایران در کشور قطر در بازیهای مقدماتی و موقعیتهای فراوانی که در آن بازی به وجود آمده بود مثالی دیگری از ویژگیهای این سیستم است.
۷- این سیستم در مقابل تیمهایی که بازی را از خط دفاع شروع میکنند بسیار مفید و تاثیرگذار است. زیرا تیمهای مقابل با توجه به تحت فشار بودن از طرف سه مهاجم مورد نظر، قدرت بازیسازی خود را از دست میدهند.
۸- مهمترین و اساسیترین نقطه مثبت این سیستم، امکان انعطاف پذیری آن است. میتوان بدون تعویض بازیکنان و با فقط با جابهجایی ساده بازیکنان در داخل زمین، به سیستمهای دیگری مثل 1-3-2-4 یا 1-4-1-4 و یاحتی 1-5-4 تغییر سیستم داد
۱- حریفانی که با چهار و یا پنج هافبک در میانه زمین بازی میکنند به دلیل برتری عددی، هافبکهای وسطِ خودی را تحت فشار قرار میدهند. در این حالت، مهاجمین کناری تیم باید به خط هافبک برگردند که کمک کنند و به این ترتیب از قدرت تهاجمی تیم کاسته میشود.
۲- فضاهای زیاد بین مدافعان کناری و مهاجمان کناری تیم خودی از بزرگترین نقاط ضعف این سیستم است. معمولاً یکی از هافبکهای میانی در زمان حمله این جای خالی را پُر میکند، اما مشکل اینجاست که با این جابهجایی معمولاً تعادل تیم به هم میریزد.
۳- شمار نفراتی که در زمان دفاع به تیم کمک میکنند نسبت به سیستمهای دیگر کمتر است. برای مثال در سیستم 2-4-4 معمولاً چهار مدافع و چهار هافبک یعنی مجموعاً هشت نفر در زمان دفاع برابر هشت مهاجم تیم حریف حضور دارند، ولی در سیستم 3-3-4 معمولاً چهار مدافع و سه هافبک یعنی در کل هفت نفر برای دفاع از دروازه، عقب کشیدهاند.
۴- در این سیستم مهاجمان خودی بشدت مدافعان حریف را در یک سوم زمین خودشان تحت فشار میگذارند. هافبکها هم برای تکمیل پرسینگ، برای حمایت از مهاجمان، نزدیک و پشت سر آنها بازی میکنند. به همین دلیل خط دفاعی به ناچار در میانه زمین مستقر میشود تا فاصله زیادی با خط میانی نداشته باشد. اما استقرار خط دفاعی در میانه زمین باعث میشود فضای زیادی پشت آنها به وجود آید که مهاجمان حریف می توانند از آن استفاده کنند.
با همه این اوصاف و با توجه به نقاط ضعف و قوت همه سیستمها نباید فراموش کرد عامل اصلی برتری یک تیم به تیم دیگر معمولاً مرتبط به برتری بازیکنان یک تیم به تیم دیگر است و این که بازیکنان چقدر میتوانند سیستم مورد نظر کادرفنی خود را پیاده کنند. معمولا تیمی پیروز میدان است که از بازیکنان بهتر و با کیفیتتری برخوردارباشد. این بازیکنان هستند که به یک سیستم اعتبار می دهند نه سیستم به بازیکنان. به هر حال باید توجه کرد ازبکستان تیمی با انضباط و تاتیک پذیر است و حریفی خطرناک به حساب میشود. تعویض بازی با پاسهای بلند و خارج کردن بازیکنان تیم مقابل درجریان بازی از نقاط مثبت این تیم است. در این مواقع بازیکنان تیم ملی باید خیلی هوشیار باشند. در این بین، گوش به زنگ بودن بازیکنان «بالانس» که دورتر از جریان بازی هستند حیاتی است. آنها در صورت عوض شدن جریان بازی، باید حاضر و آماده باشند. شاید به همین دلایل است که کارشناسان فوتبال میگویند نقش بازیکنان در اجرای دستورات کادر فنی از خود تاکتیک به کار گرفته شده مهمتر است.